نکته ای از انجیل
او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد
نشست. وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد،
دید که او قطعهای نقره را روی آتش گرفت و گذاشت
کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره
لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه
جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از
بین برود. شاید همین حالا کسی محتاج این است تا
بداند که خدا در حال نگریستن به اوست و او در حال گذراندن هر شرایطی که باشد، در نهایت
فردی بهتر خواهد بود.
همان هفته با یک نقرهکار تماس گرفت و
قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار
او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود،
گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی
نگفت.
مرد جواب
داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را
نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن
بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها
کند، خراب خواهد شد.
زن لحظهای سکوت کرد. بعد
پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده
است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر
وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»
اگر امروز
داغی آتش را احساس میکنی، به یاد داشته باش که
خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد
نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.
براي آن كس كه ايمان دارد، ناممكن وجود ندارد
خيلي وقته كه به وبلاگم سري نزدم.
نميدونم چرا حوصله نداشتم.
امروز صبح كه داشتم ميآمدم سر كار، يادم به جمله شرح وبلاگم افتاد:
براي آن كس كه ايمان دارد، ناممكن وجود ندارد.
با خودم فكر كردم چرا براي من ناممكنهاي زيادي توي زندگي وجود داره.
مگه من به خدا ايمان ندارم؟!!
اين ايمان از چه جنسي بايد باشه؟
چرا گرههاي زندگي من زياد شده؟
من كه جز خداوند، به كسي اميد ندارم و تا حالا جز به اون، به كسي التماس نكردم!
جز در خونه خدا، جاي ديگهاي نرفتم.
كاش ميدونستم چيكار بايد بكنم؟
كاش كسي راه را به من نشون ميداد.
خيلي سوال بيجواب دارم، خيلي!
از كي بايد بپرسم؟؟؟
لطافت باران
دلپذير و آرام...
اينجوري ميتونم مسايل اخير رو فراموش كنم.
متن استعفانامهام روبرومه.
ميخوام پاكنويس كنمش.
فردا هم قراره بريم مشهد
به لطف خدا!
خيلي دلم براي امام رضا تنگ شده
تمام اميدم اينه كه امام دست خالي برم نميگردونه.
مطمئنم!
ايمان دارم.
از همه دوستان التماس دعا دارم.
منم زير گنبد طلايي عشقم، يادتون ميكنم.
همه كسايي كه هواي زيارت كردند. همه ....
تاثير فلزات بر خلقيات ما
تا كنون در كره زمين در حدود 108 تا 111 عنصر كشف شده است. هر كدام از اين عناصر ارتعاشات خاصي دارند. در طي يك تحقيق، ارتعاشات گروهي از مردم را در شرايط مختلف اندازهگيري كردهاند. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه اين ارتعاشات با ارتعاشات عناصر مختلف، انطباق دارد. براي مثال ارتعاش عصبانيت با سرب برابر است و ارتعاش بيصبري با جيوه.
همچنين ناراحتي و غم با آلومينيوم، دودلي با كادميوم، نااميدي با فولاد، استرس با روي و ...
طي آزمايش ديگري، فيزيكدانان دريافتند كه ستارهها بر روي عناصر مختلف، تاثيرات متفاوتي دارند. مثلا زمانی كه زحل تاثير زيادي بر روي زمين دارد، سرب جذب كاغذ ميشود ولي ساير عناصر مثل مس، نقره و فولاد عكسالعملي نشان نميدهند. آنها نتيجه گرفتهاند كه سياره زحل با سرب رابطه نزديكي دارد.

ميتوان دليل آن را نحوه تشكيل عناصر دانست كه به گفته دانشمندان، تمام عناصر بر روي زمين به وسيله حرارت بالاي ستارهاي تشكيل شدهاند كه در فاصله دور در فضا منفجر شدهاند.
از دو مطلب بالا ميتوان نتيجه گرفت كه ارتباط بين صور فلكي و شخصيت افراد كه طالع بيني ميگويند به ارتباط با فلزات باز ميگردد.
شايد بتوان دليل بدخلقي و عصبي بودن انسانهاي عصرمان را به آلودگي هوا و ميزان سربي كه به وسيله ماشينها و كارخانهجات وارد هوا ميشود، نسبت داد و يا دليل ناراحتي و استرسهاي روزافزون را به استفاده مدام از ظروف روي و آلومينيوم.
امروزه خيلي از چيزها را بدست آوردهايم. طي زمان بسيار كمي، مسافتهاي طولاني را ميپيماييم، در هر زمينهاي يك متخصص داريم، هر روز داروهايي با كيفيت بهتر و بيشتر توليد ميكنيم، وسايل ارتباطيمان بيشتر و بيشتر ميشود و ....
ولي در برابر آن خيلي از انرژيهاي منفي را به زندگي خود دعوت كردهايم!
اما در برابر هر يك از عواطف منفي، يك احساس مثبت وجود دارد كه ارتعاشي متضاد با آن دارد. براي نمونه ارتعاش نفرت با ارتعاش قدرداني متضاد است و يا مهرباني با خشم، ترس با جرات، اضطراب با آرامش و ...
اين موضوع خيلي جالب است زيرا دو ارتعاش متضاد ميتوانند يكديگر را خنثي كرده و اعتدال به وجود بياورند.
به زندگي خود دوباره بنگريم. اين بار با ديدي تازه!
اگر در زندگيمان مشكلي داريم، بايد دليل آن را بيابيم. مطمئن باشيم كه همه چيز از درون خود ما نشات ميگيرد. اگر مشكلمان ناشي از ترس، استرس يا نفرت نسبت به ديگران است، به وسيلهي ارتعاشي متضاد با آن، نابودش كنيم!!
سعي كنيم با خودمان صادق باشيم.
با الهام از مطالب كتاب پيامهاي پنهان آب
نويسنده: ماسارو ايموتو
بيمجالي 2
خدايا از من درگذر
آنچه را از من به آن داناتري
و اگر بار ديگر به آن بازگشتم
تو نيز به بخشايشد، بازگرد.
مولا علي عليه السلام
ميدان مورفيك من!!
نظريه جالبي در مورد پديدههاي جهان وجود دارد كه احتمالا خيلي از ما در مورد آن آگاهي داريم. البته نه به صورت آكادميك.
اين نظريه ميگويد هرگاه اتفاقي در جهان رخ دهد، احتمال تكرار آن رخداد در آينده افزايش مييابد. يعني هنگامي كه پديدهاي رخ ميدهد، تكرار و باز توليد آن آسانتر ميشود
اين نظريه نوعي از پديدهي تشديد را بيان ميكند كه به آن ميدان مورفيك ۱ ميگويند.
يك مثال كه براي توجيه اين نظريه بيان ميكنند، گليسيرين است. حدود 40 سال بعد از كشف گليسيرين، از نظر علمي پذيرفته شده بود كه گليسيرين كريستال نميسازد. اما در اوايل قرن نوزدهم ميلادي، بشكهاي از گليسيرين در مسير وين تا لندن، بدون دليل كريستاله شد و از آن زمان كريستاله شدن
گليسيرين در دماي كمتر از 17 درجه سانتيگراد، امري عادي و پذيرفته شده است.براي اثبات اين نظريه آزمايشي انجام دادند. يك نقاشي كه چهرهي مردي با سبيل در آن پنهان بود را به گروهي نشان دادند. در مرحله دوم راز نقاشي را براي عدهاي بيان كردند و در مرحله سوم به گروهي که از مرحله دوم بيخبر مانده بودند، نقاشي را نشان دادند. اين گروه سه برابر بهتر از گروه اول توانستند نقاشي را تشخيص دهند!!

پديده مورفيك تمام فضا و زمان را ميگيرد و بر همه موقعيتها تاثير شديد و آني دارد.
زماني كه فردي از چيزي آگاهي پيدا ميكند، افراد ديگر نسبت به داشتن آن آگاهي متمايل ميشوند. اين جا ميتوانيم پديدههاي مثل مد و لباس و همهگير شدن سريع آن در بين افراد جامعه را توجيه كنيم. يا وقتي ميشنويم كه اطرافيان ما در زندگي ما تاثير مستقيم دارند را راحتتر باور كنيم. حتما شنيدهايد كه تقريبا اكثر مجرمان در جواب سوال: چرا مرتكب خلاف شديد؟ ميگويند: رفيق ناباب!!
طرفداران اين نظريه ميگويند تنها
DNA يكسان موجب شباهت خصوصيات افراد يك خانواده نميشود و تشديد مورفيك هم در اين ميان نقش دارد.اما كاربرد اين نظريه در زندگي ما:
نگاهي به محيط اطراف زندگي خودمان بيندازيم. فكر ميكنيد چه ميدانهاي مورفيكي اطراف ما هستند. ميدانهاي پر از درد و رنج يا ميدانهاي پر از عشق و سپاس. شما چه ميدانهاي مورفيكي ايجاد ميكنيد؟
اما ميدان مورفيك من:
وقتي كه خواستم خودم را از ورطه نااميدي رها كنم و تصميم گرفتم كه اين وبلاگ را ايجاد كنم تا دست نوشتههاي خودم رو در آن قرار بدهم، ميدان مورفيكي ايجاد كردم تا خودم و همه كساني كه از يكنواختي زندگي خسته و دل زده شدهاند را پرواز دهم
تا اوج
تا انتها
تا خدا!
مواظب باشيد كه در چه ميدانهاي مورفيكي قرار ميگيريد و چه ميدانهايي ايجاد ميكنيد.
برگرفته از كتاب پيامهاي پنهان آب
نويسنده: ماسارو ايموتو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. دكتر شلدراك انگليسي براي اولين بار اين نظريه را مطرح كرد.
بینقاب
| تصوير دلانگيز برگ و پاييز
| زرد، سرخ، سبز، زرد
| بیندیش
| چگونه همیشه ضمیر ناخودآگاهت
| زیبا پاییز را دوست داشت
| به قصه تک تک برگهایت گوش کن!
| آنگاه که سر بر زمین می گذارند
| آواز همه يكيست
| بی نقاب باش!
| بی نقاب!
|
| زیبا پاییز آمد
| تا تو را از تو بگیرد
| که بازت گرداند
| به اصل خویش
| به نیستی
| زادگاه حقیقیات
| بی نقاب میخواهدت پاییز
| آنگونه که خدا...
|
| بی تن پوش برگ، عریان و بی نقاب
| به زمین بنگر
| دل برکن از وابستگیها
| و احساس کن آزادی را!
| پرواز کن!
| پرواز
| رهای رها
| دوباره رشد کن
| جوانه خواهد زد بر تو
| برگهای سبز
| هم نفست
| همراهت
| تا اوج
| تا خدا
|
بيمجالي 1
خداوند مهربانترین وجود نسبت به ماست، پس اصرار به غير معنا ندارد.
يك جهان ارتعاش
زماني كه بدانيم، افكاري كه از ذهن ما عبور ميكنند ارتعاشاتي هستند كه با انرژي خود، به كائنات منتقل ميشوند و اين انرژي ممكنه سرنوشت ما رو به گونهاي دگر رقم بزنه
.زماني كه بدانيم، كل جهان هستي يك موج و ارتعاش هست. هر آن چيزي كه ميبينيم و هر آن چيزي كه نميبينيم. همه جهان
! من، شما، صندلي كه روي اون نشستيد و يا سيبي كه تو دستتونه.
زماني كه بفهميم، ما
جزيي از اين موج و ارتعاش هستيم. مثله اطرافيانومن، مثله پروانهها، مثله گياهان و ...جزيي از اين موج، نه يك موجود جدا و منفرد!
شايد اون موقع بهتر درك كنيم كه:
تو نيكي ميكن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز
يا
مار از پونه بدش ميياد در خونش سبز شده
يعني چي؟
اگه بدونيد پرواز يك پروانه در جنگلهاي آمازون، روي طوفانهاي خليج فارس تاثير داره، ديدتون نسبت به جهان و زندگي خودتون چه تفاوتي ميكنه؟
با الهام از مجله موفقيت
حسادت و تلهپاتي
هميشه در مورد حسادت زياد شنيده بودم. اينكه حسادت مادر و منشا همه گناهان است و يا اينكه انسان حسود آدمي بد بخت و قابل ترحم است و ....
اما شنيدن و حتي باور داشتن همه اين سخنها باعث نشد كه من بتونم اين حس رو در وجودم از بين ببرم.
تا اينكه تو يك كتاب1 اين طور خوندم:
وقتي شما به فردي حسادت ميكنيد و در دل آرزوي بدي براي آن داريد، ضمير ناخودآگاه فرد مقابل از طريق تلهپاتي اين موضوع را درك خواهد كرد و به صورت اتوماتيك به شما ضربه ميزند. حتي اگر خود آن فرد از اين موضوع آگاه نباشد و بدي براي شما نخواهد، نيروي تلهپاتي او به ضمير ناخودآگاهش هشدار ميدهد و ضمير او در برابر ضمير شما قد علم ميكند و به شما ضربه ميزند.
خيلي وقتها زندگيمون تو مسيري كه ميخواهيم و براش تلاش ميكنيم پيش نميره و مثل اين ميمونه كه زمين و زمان در برابر ما ايستادهاند و ....
گاهي بايد به خودمون و رفتارهامون بيشتر فكر كنيم. شايد ريشه مشكلات زندگيمون جايي باشه كه اصلا انتظار اونو نداريم.
به اين جمله كه از حضرت محمد (ص) است دقت كنيد:
نزديك است كه حسد بر تقدير(سرنوشت) پيروز شود.2
و حضرت علي (ع) هم اينطور فرمودند:
شگفتا! حسودان از سلامتي خود غافل ماندهاند.3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اسرار انتقال فكر و احساسات تلهپاتي نويسنده: پروفباك
2 .نهج الفصاحه صفحه 227
3. نهج البلاغه حكمت 225
جاده
|
سکوت در فضا جاری میشود| کوله بارم را به روی زمين میگشايم
| شانههايم تحمل ندارد
| قاب عکست را بيرون ميآورم
| تمام خاطراتت را به روی آن میريزم
| قطرات اشک مرهم دل است
| و جرقهای برای به آتش کشيدن آنچه باقی مانده
| از تو!
| بس است ديگر
| مهمانی تمام شد
| اما...
| جاده ادامه دارد ....

بهانه
سلام!
دیشب خیلی دلم گرفته بود. حوصله هیچ کس و هیچ چیزی رو نداشتم.
همش میگفتم: خدایا! نمی خوام باهات حرف بزنم....دیگه بسه!
شاید همه اینا به خاطر این بود که خدا رو مسئول وضعیت خودم میدیدم و اینکه به نجوای هرشبم پاسخی نمیده.
یک لحظه با خودم فکر کردم که شاید من هم باید از خودم حرکتی نشون بدم و توکلم به خدا باشه تا به اهدافم تو زندگیم برسم.
حالا هم تصمیم گرفتم تا وبلاگی بزنم که هم قدمی برای شروع باشه و هم از کسانی که مثل خودم تو دیار ناامیدی سیر می کنند بخوام تا اینجا بیاند و به هم کمک کنیم تا خودمونو رها کنیم و به جایی برسیم که باید باشیم.
تا بفهمیم اگه دعاهامون مستجاب نمیشه دلیلش چیه؟ یا وقتی تلاشهامون برای رسيدن به اهدافمون بینتیجه هست اشکال کار کجاست؟
خدایا! یاریمان کن!


